تبليغاتX
این روزها ...

خوب گوش کن! می شنوی؟ با تو حرف می زند... با ما! ساعت ها در راه بوده است... و اینک در این لحظه ... چه تصادفی! ما هم به همان نقطه رسیده ایم! شاد و سرخوش! گرم صحبت! آآآآآآآآآی! لحظه ای ساکت باش و گوش کن! حرف می زند! داد می کشد! فریاد می زند... تا شاید بشنوی! ... اما ... آنقدر گرم صحبتی که حتی ثانیه ای به زیر پایت نگاه نمی کنی! ... و می گذری!...

و اینک در مسیر این پیاده رو، ماییم که سرمست دور می شویم و لاشه حلزونی که بی صدا دور شدنمان را تماشا می کند ...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 14:32  توسط یک نفر   |