تبليغاتX
این روزها ...
چندین بار آمدم که بنویسم، اما، اتفاقات تلخ این دوران زبان را قاصر می کند از گفتن، قلم را از نوشتن. ناگزیر ساکت بودم و غرق در سیل نحس وقایع . 

هر چند بعید، اما همچنان امیدوارم و آرزومند روزی که خون هیچ بی گناهی، در هیچ جای دنیا بر زمین نریزد.

 هر چند ناممکن، اما دعا می کنم برای انسان شدن و بینا شدن تک تکمان.

 هر چند محال، اما آرزو می کنم روزی را که بر لبان همه مان لبخندی واقعی نشسته باشد و آرامش و شادی جای این همه قهر و کینه و نفرت را بگیرد. 

هر چند سخت، اما ... 


برای تحقق تمام آرزو های خوب همه آدم های خوب دعا کنیم ... 


+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 13:45  توسط یک نفر   |