تبليغاتX
این روزها ... - 145

هیچ چیز بیشتر از سفر به آدم برای شناختن خودش کمک نمی کنه، اون هم سفری که طولانی باشه و کمی به آدم توش سخت بگذره. سفرمون غیر منتظره بود و بدون هیچ برنامه ریزی قبلی! یک دفعه تصمیم گرفتیم که فردا بریم سفر و همه پایه بودن! مقصد مشخصی نداشتیم. می رفتیم و مقصد رو در مسیر تعیین می کردیم. 

جاده زیبا بود! آسمون زیبا بود! دریا و غروبش زیبا بود! هوا عالی بود، بارونی و آفتابیش! 

گاهی وقتا فکر می کنم که خدا اون بالا نشسته و یه بوم نقاشی گذاشته جلوش و قلم مو رو می زنه تو رنگ و با هر حرکتش روی بوم یه تصویر بکر و زیبا خلق می کنه که هیچ دو تاییش مثل هم نیستن. 

همه چیز عالی بود. هم خودم رو بهتر شناختم، هم همسفر هام رو. دارم کم کم صبور می شم انگار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 12:29  توسط یک نفر   |